Aura

Aura

Aura Felipe Montero is employed in the house of an aged widow to edit her deceased husband s memoirs There Felipe meets her beautiful green eyed niece Aura His passion for Aura and his gradual discovery o

  • Title: Aura
  • Author: Carlos Fuentes Lysander Kemp
  • ISBN: 9780374511715
  • Page: 287
  • Format: Paperback
  • Felipe Montero is employed in the house of an aged widow to edit her deceased husband s memoirs There Felipe meets her beautiful green eyed niece, Aura His passion for Aura and his gradual discovery of the true relationship between the young woman and her aunt propel the story to its extraordinary conclusion.

    • [PDF] Download ☆ Aura | by â Carlos Fuentes Lysander Kemp
      287 Carlos Fuentes Lysander Kemp
    • thumbnail Title: [PDF] Download ☆ Aura | by â Carlos Fuentes Lysander Kemp
      Posted by:Carlos Fuentes Lysander Kemp
      Published :2019-04-18T08:53:35+00:00

    642 Comment

    Aura, Carlos Fuentesنخستین خوانش: اول نوامبر سال 1990 میلادیعنوان: آئورا؛ نویسنده: کارلوس فوئنتس؛ مترجم: عبدالله کوثری؛ تهران، تندر، 1368، در 126 ص؛ چاپ بعدی 1379، در 136 ص؛ شابک: 9646300065؛ چاپ دیگر: تهران، نشر نی، 1386؛ در 96 ص؛ چاپ هشتم 1392؛ شابک: 9789643128746؛ موضوع: داستانهای نویسندگائی مکزیکی - قرن 20 مآئ [...]

    آنها می خواهند ما تنها باشیم، آقای مونترو. چون به ما می گویند انزوا تنها راه رسیدن به قداست است. فراموش می کنند که وسوسه در انزوا خیلی قوی تر استروایتی دیگر از سه نفر؛ پیرزنی مرموز و دختر ی زیبا و وسوسه انگیز و مرد جوانی که می خواهد به اسرار پی ببرد تا به آئورایش برسدمنتظری چهار [...]

    الآلهة مثل الرجال :يولدون ويموتون على صدر امرأة أول قراءة ل كارلوس فوينتس، ذبت بها للغاية، يحكي عن الشاب فيليب مونترو الذي يشده إعلان في جريدة يطلب شاب حسن المظهر يتقن اللغة الفرنسية و له إلمام بالتاريخ، لم يتخيل الشاب أن علومه و هواياته المتكدسة قد تكون محط اهتمام احدهم و ال [...]

    عالی بود.بسیار عالی داستان پردازی شده بودبیان مستحکم ولی شاعرانه ای داشت.حس دلهره، وهم، کنجکاوی،اشتیاقیک لحظه نمیشد از فیلیپه جدا شد.حس انتظار انتظار برای آئورا، پیدا کردن نیمه گمشدهکنجکاوی زیاد برای باز کردن بسته برگه های قدیمیحس ناگهانی ورود آئورا، واقع زیبا و استادانه ب [...]

    Pasado un tiempo de que leí este libro no puedo más que decir que sigo teniendo un grave problema con él, la historia va en un crescendo donde poco a poco se nos muestra quien es Aura, no obstante la narración es muy rápida, como si a Fuentes le hibieran dicho que tenia limitado número de hojas y, al no ocurrírsele otra historia, se puso a apretujar todos los elementos necesarios en un espacio muy pequeño. Esto tal vez no me molestaría tanto de no ser porque la historia es bastante buen [...]

    ||-هل سبق لك أن قرأت نص جعلك تفقد عقلك؛ لدرجة أنّك لم تعد تميّز بين ما هو حقيقي وما وهم ؟! هذا الكتاب يفعل ذلك . فيليب مونترو، مدّرس تاريخ يعمل في إحدى المدارس العامة، يقرأ في يوم من الأيام إعلان وظيفة "مطلوب شاب متخصص في التاريخ، أنيق، يعمل بضمير، يجيد اللغة الفرنسية الدارجة إجا [...]

    I read this in the original Spanish, and then in a bilingual (Spanish-English, facing pages) version. This short novel, or novelette, is a jewel. It is packed with the feeling of an unbreakable, relentless destiny in store for a young man in Mexico City. Felipe Montero, a public school teacher, answers an want add in the newspaper because the description of the person being sought for a much higher-paying job seems to be an exact description of Montero, as though it were specifically reaching ou [...]

    این داستان اولین داستانیه که من به صورت "کتاب صوتی" گوش دادم. تجربه ی خوبی بود و از وقتی که بیهوده در اتوبوس هدر می رفت، استفاده ی بهینه شد.برتری ای که نوشتار بر گفتار داره، اینه که کلمات در نوشتار "متمثّل" نیستن، بلکه مجرد از آهنگ و لحن صدای یه فرد خاص هستن. اینه که تو میتونی به هر [...]

    با توجه به شکست اولین تلاشم برای فوئنتس خوانی با کتاب "پوست انداختن" می تونم "آئورا" رو اولین تجربه کارلوس فوئنتس خوانیم ، نویسنده مشهور آمریکای لاتین به حساب بیارم.آئورا داستانیست خوشخوان (برخلاف نثر معمول فوئنتس) با حجم بسیار کم ولی کیفیت و کشش فوق العاده زیادخواننده هم همرا [...]

    سؤال المطروح في هذه الروايةهل اورا و كونسولو شخصية واحدة؟

    أورا قراءتي الأولى لكارلوس فوينتس، تقترب الآن الذكرى الأولى لرحيله – توفي في 15 مايو 2012-، وها أنا اختار هذه الرواية الصغيرة جداً – 64 صفحة – للتعرف على هذا المكسيكي العملاق الذي يعتبر بلا منازع روائي المكسيك الأول، وأحد عمالقة الرواية في أمريكا الجنوبية والعالم، ورغم أن له م [...]

    آئورا رو با پیشنهاد یک دوست خوندم و باید بگم کتاب جالبی بود , خصوصا حالت تجسم بخشیش و تصور خانه ای که جریان داستان , در اون اتفاق میفته و به عنوان یک خواننده مشغول تجسم و تصویر پردازیش در ذهنم بودم .شخصیت آئورا در این داستان اصلا وجود خارجی نداره بلکه یک انعکاس از خانم پیر داستان [...]

    "حتي الشيطان كان ملاكًا ذات يوم""الآلهة مثل الرجاليولدون و يموتونعلي صدر امرأة""يقولون لنا أن العزلة هي الطريق الوحيد لتحقيق القداسة، و ينسون أن الإغواء يزداد في العزلة"قراءة مجنونة جديدة :)الجنون يتربص بيرواية قصيرة غريبة لا أعرف إلي أين ستنتهي

    خیلی خوب بودمن که حسابی لذت بردم.داستان جالب و پیچیده ای داشت .بخش پایانی کتاب که توضیحات نویسنده درباره ی چطور نوشته شدن "آئورا" هست هم به انداره ی خود کتاب شیرین و خواندنی بود

    تاریخ‌دانی جوان، در پی آگهی‌ای در روزنامه، به خانه‌ای مرموز راه می‌یابد که در آن، پیرزنی تکیده و چروک‌خورده و دختری جوان و اغواگر باهم زندگی می‌کنند. کاری که از او خواسته می‌شود، این است که از دلِ نوشته‌های شوهرِ درگذشته‌ی پیرزن، کتاب خاطراتی مستند و براساس واقعه‌های ت [...]

    كتاب شيوه ى روايت و داستان جذابى داره ولى ميتونست طولانى تر باشه تا يكم بيشتر ذهن درگير داستان بشه و مشكل بعديش اينه قابل حدسِ از نيمه ى كتاب

    Aura has hypnotic green eyes. She is a mysterious presence. She is the niece of an old lady, Consuelo, who commissions a young professor to write the memoirs of her long-dead husband. The young Felipe has to stay in the old lady's house while writing the memoirs. Aura is young, or, is she? Aura has pretty dark hair, or is it white? Aura's gestures seem to be identical to the old lady's, she urges the young Felipe to make love to her, to fall in love with her in the atmosphere of her aunt's house [...]

    «آئورا» اثر کارلوس فوئنتس.یه کتاب کوتاه به سبک سورئال. داستان از جایی شروع میشه که یک تاریخ دان آگهی کاری رو توی روزنامه میبینه و برای گرفتن اون شغل به یه خونه ی عجیب و غریب وارد میشه.کتاب کوتاه و خیلی زیباییه. پر از توصیفات دقیق و زیبا و البته پر از احساسات عمیق. یکی از جذابیت ها [...]

    وقتی واژه «پوست انداختن» را در ریویو فرشته دیدم حس کردم می‌خواهد پوست اندازی آدمی و جوان شدنش بنویسد، آدمی که شمع عشق درونش را همیشه روشن نگه می‌دارد، چه با دعا و اوراد مذهبی چه با همزیستی با حیوان و چه با هنر و چه با عشق‌بازی، اما متوجه شدم «پوست انداختن» نام کتابی دیگر از نو [...]

    فقط به خاطر راوي و نشونه هايي كه ظريف و هوشمندانه از اول كتاب داده شده بود كه بعد خوندن خواننده يادش بياد بگه "آهاااااا" (!) دادم.

    Initially it seemed like Turn-of-the-Screw-esque but what makes it worth trying is Borgesian looking themes like how two of the characters come to seem like different aspects (?) of same person as well as how reader's experience which is at first made identical with that of protagonist (narration is in the second person) until somewhere near the middle is at that point seggregated by a single turn of phrase leaving reader better informed even as he/she continues to seee things from point of view [...]

    From descriptions I'd read before starting this, I was expecting something in the vein of Gabriel Garcia Marquez. But no, the aesthetic here is much closer to Poe or Baudelaire. I'd call this a classic horror tale, more than 'magical realism.'A young man, Felipe Montero, answers a help-wanted ad that seems tailor-made for him. It shouldn't be too difficult to prepare a widow's late husband's memoirs for a vanity publication, and the generous salary will allow him the leisure to pursue his own st [...]

    Mới đầu nhìn cái bìa cứ tưởng cuốn này là cuốn sách tô màu. Thiệt mà, gì đâu mà hoa hòe hoa sói, màu mè tùm lum ^^ Xong rồi đọc kỹ cái plot mới biết đây là tiểu thuyết, mà lại là tiểu thuyết kinh dị chứ chẳng đùa :)) Kỳ quá Nhã Nam ơi, làm cái bìa lừa tình quá :DThôi, đùa thế đủ rồi, trở lại với cuốn sách nào :)) Chưa bao giờ có cuốn tiểu thuyết kinh dị nào mà tôi từng đọc l [...]

    Sách mỏng lét, chữ lại to mà đọc cả tuần mới xong. Làm sao đang ôm cô gái xanh mơn mởn hóa ra ôm bà già nhăn nheo hả ông Fuentes? Thiệt là có biệt tài nhát ma đó. Ông làm tui sợ quá chừng! :)

    دیگر به ساعتت نگاه نمی‌کنی، این شیء بی مصرف که به گونه‌ ای ملال آور زمان را هماهنگ با بطالت انسانی می‌سنجد، آن عقربه های کوچک که ساعاتی طولانی را نشان می دهند که ابداع شده اند تا پوششی باشند بر گذار واقعی زمان که با شتابی چنان هولناک و بی اعتنا می‌گریزد که هیچ ساعتی نمی‌توان [...]

    الحمد لله إنها ٦٠ صفحة فقط لأني لا أحب هذا النوع من القئ

    تنها اثری که تا به امروز از کارلوس فوئنتس خوانده‌ام یک اثر کم حجم ولی بسیار بسیار عمیق. یک رمان که به درستی از مولفه‌های رئالیسم جادویی به صورت معتدل بهره برده است.

    حتي شيطان هم روزي فرشته بوده است.فقط چن صفحه ي آخره كتاب رو دوست داشتم

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *